امروز روز جهانی گیاه آوریه. در ایران یک جشن گیاه آوری که باستانی هم هست داریم.
بذارین براتون یه خاطره بگم.
دهه شصت و هفتاد شمسی علاقه به گل و گیاه بیشتر بود. قبل از اینکه یکباره سمت و سو به برج و آپارتمان و خودرو برود مردم آرزو داشتند خانه ویلایی با گل و گلدان داشته باشند. برای همین، حتی حاضر بودن مستاجر باشند، ولی خانه ویلایی داشته باشند.
یکی از آن خانواده ها ما بودیم. بقدری جدی به این امر اشتغال داشتیم که اگر در حیاطی گل های تنومند محمدی چند ساله داشتیم و حیاط رو با درختان گیلاس و آلبالو پر کرده بودیم، باز هم اول فصل بهار که میشد سبدهای گل بنفشه هم میگرفتیم.
این خرید گل اضافه اتفاقی نبود. زندگی زنبورها و پروانه ها هم برای ما مهم بود. یعنی حواسمون بود که گل هایی مثل گل جعفری دیرتر باز میشوند و زنبورها به تغذیه زودتری نیاز داشتند. این بود که در آن فضای کوچک باغچه پروانه و زنبور زیاد میگشتند.
این روند خودمان را تا سال ها بعد، و حتی زمانیکه خانه های ویلایی را میفروختند تا برج و آپارتمان کنند ادامه دادیم. رسید به زمانیکه همچنان مستاجر بودیم، ولی صاحبخانه خانه ویلایی خود را به این منظور فروخته بود.
یکی از همین روزها که در حیاط کاشی ها رو برای باغچه در آورده بودیم، صاحبخانه سابق آمد که سقف ایرانیتیش را هم ببرد. سقف را که برداشت کلی بذر گل اطلسی و جعفری در فضا پخش شد و از قضا یک چند تایی هم همانجا که کاشی ها را در آوردیم افتاد. نتیجه اینکه آن سال ما بجز چهار تا درختی که در حیاط داشتیم گل های جعفری و اطلسی هم داشتیم.

گل جعفری جزو گیاهانی است که مقاومت قابل توجهی در مقابل خشکی، گرما و تغییرات دمایی دارد. منتهی برای رشد و گلدهی مطلوب به دمای ۲۲-۱۸ درجه سانتیگراد در طول روز نیاز دارد. امروز که روز جهانی گیاه آوریه، خرید بذر گل جعفری از اینجا رایگان است.
تا فصل بارش تموم نشده، یکسری نکات باغچه داری بگم. همه ما باغچه و گل و گلدان دوست داریم. در حد وسعمون هر قدر که بتونیم اطرافمون گیاه و گل پرورش میدیم، اما همین باغچه، گل و گلدان نکاتی داره که در درازمدت اگر رعایت نکنیم شاهد کم شدن تعداد زنبورهای بارور کننده گیاهان میشیم.
مهمه که علم باغداری رو داشته باشیم. خود من هر روز دانش جدیدی در این زمینه کسب میکنم. یک گیاه جدیدی میبینم و خصوصیات اون رو تو اینترنت جستجو میکنم و از خواصش با خبر میشم. وقتی بدونیم خواص هر گیاه بومی اطرافمون چیه، بهتر میتونیم مدیریتشون کنیم.
در فضای باغچه ای که تا 1000 متر و بیشتر تعریف میشه، مدیریت کاملا دست خودمونه. من اینجا در مورد مدیریت ارگانیک صحبت میکنم.
برای مدیریت ارگانیک خیلی راه ها هست که باید یاد بگیریم، ولی اینجا میخوام از وجین کردن گیاهان علفی بگم.
یک سری گیاهان هستن که ماها معمولا اونها رو مطلوب نمیدونیم رشدشون ادامه پیدا کنه و همون اول که فصل بارندگی هست میخوایم زود از شرشون خلاص بشیم. من لیست سه-چهار تا رو میارم:
1- سلمه (سلمک)
2-جو موشی
3- مرغ (پنجه مرغی)
4- بی تی راخ
از آخر به اول توضیح میدهم (بی تی راخ):

- بی تی راخ و گل قاصدک در دسته گیاهان خارداری قرار دارند که ضد سرطان هستند. بی تی راخ دانه ای داره که خواص آنتی اکسیدانی داره. این گیاه مفید رو کشت میکنند، ولی اگر در میان باغچه ما پیدا شد به دلیل رشد کنترل نشده اش، سعی میکنیم با وجین کردن حذفش کنیم. در این مورد حتما دستکش بپوشید، چون چسب داره و خار داره؛ ساقه، برگ و گل آن چسب داره. گلی شبیه سر شیر داره که به آن کله شیری هم میگویند.
این گیاه خیلی سریع تکثیر میشه و جزو اولین گیاهانی است که در باغچه به بار و گل میشینه. در میان انبوه گیاهان دارویی اگر این گیاه سبز بشه، با خاصیت چسبی که داره، مثل مهاجم عمل میکنه و چه بسا زنبورهای عسل به هم آدرس بدهند که نزدیک محل رشد بی تی راخ نشوند.
در شرایطی که زنبورهای عسل در معرض انقراض قرار دارند، وجود بی تی راخ چندان مطلوب نیست.
- علف بعدی مرغ هست.

مرغ، و مرغزار فضای وسیعی برای تکثیر نیاز دارند. این گیاه با ریزوم و پهن کردنش روی زمین تکثیر میشه. همین قدر بگم که ریشه ریزومی مرغ میتونه درون ریشه تنومند درخت میوه وارد بشه و از زیر آن را از پا در بیاورد. هر جا مرغ اطراف درختان باغی دیدین، سعی کنید با وجین کردن و قبل از اینکه به فرشی تنومند تبدیل بشه از شرش خلاص بشین، چون با بهم پیچیدن آن، مدیریتش حتی با تراکتور سخته. بذرهای ریزی داره و بهم میپیچه که با تراکتور فقط تکه های آن را جدا میکنیم. کار با تراکتور منجر به حذفشون نمیشه. ضمنا تراکتور ممکنه این وسط چندین گیاه دیگر مطلوبی مثل گل گندمی، کندوهای عسل در میان باغ و غیره را خراب کند، که وجودش برای فضای کوچک توصیه نمیشود.
ضمنا مرغ گل ندارد و زودتر تکثیر شدن آن کمکی به تغذیه زنبورها، قبل از رشد سایر گل های مطلوب نمیکند.
- جو موشی.

این گیاه رو ممکن است بارها در طبیعت دیده باشین. بخش بالایی آن که مثل خوشه گندم است، هنگام پاییز به لباس ها میچسبد و خارهای آن آزار دهنده است. از نظر آزاردهندگی در فصل خشک، مشابه بی تی راخ است. بی تی راخ تا فصل بهار به راحتی قابل وجین شدن است، ولی در فصل پاییز وجین کردن آن هم دشوار است.
جو موشی را بیشتر درمسیر تردد جک و جانورها میبینیم. جو موشی گل مطلوب زنبورها ندارد، و در تکثیر گیاهان ارگانیک نقش چندانی ندارد. آن را میتوانیم از باغچه حذف کنیم.
- سلمه (سلمک).

جزو اولین گیاهانی است که با فصل بهار رشد میکند. بذر ریزی دارد و در دسته گیاهان نقره ای قرار دارد. از زیر رنگ آن کمی به قرمزی میزند و خواص خوردنی دارد. آش سلمه شهرت بسیار دارد و خوردن آن یک بار، آن هم در فصل بهار خالی از لطف نیست.
سلمه به چند دلیل از باغچه حذف میشود. یک اینکه اطراف خود آب جمع میکند. این آب منجر به تکثیر حلزون که آب زیادی میخورد میشود. دوم اینکه خیلی سریع رشد میکند و با بذر فراوان خود جای رشد سایر گیاهان که دیرتر تکثیر میشود را میگیرد. حذف این گیاه کمی که ساقه اش کلفت تر شد، به راحتی ممکن نیست و مناسب تغذیه ملخ هاست.
کنترل ملخ، کرم ساقه خوار و سایر آفاتی که در فضای غیر جنگلی، موجود میشوند، از این جهت که چرخه محیط زیست کامل نیست دشوار میشود. ما گیاهانی مثل سلمه را حذف میکنیم تا اجازه بدهیم اگر کفشدوزکی محیط زیست خود را اطراف سلمه در نظر گرفته، از آن به جاهای دیگری مثل درخت برود، و تکثیر شود.
عملیات وجین کردن، و کود دهی هر سال، تا زمانیکه باغچه در یک حد مدیریت شده برسد ادامه می یابد. غفلت از مدیریت آن منجر به ایجاد جنگل نمیشود، و شاید چنین شرایطی کمی کنار خیابان مطلوب باشد:

سایر علف ها مثل ماش وحشی و یا خاکشیر تلخ و غیره نیز، معمولا مطلوب ما نیست و این ها وجین میشوند.
از قدیم رسم بوده که مرز جنگل رو با سنگ هایی مشخص کنند و کسی به آن تخطی نمیکرده. من یه جستجو زدم و دیدم که این در مورد ایران صادق نیست. در حالیکه در کشورهای دیگه این سنگ جداکننده مرز جنگل از زمین های کشاورزی انقدر دست نخورده و ثابت سر جای خودش میمونه که تبدیل به آثار باستانی میشه، تو ایران یه همچین چیزی نداریم!

برای حفاظت از جنگل بیشتر از هر چیز مردم محلی خیلی نقش دارند، وقتی شخص غیربومی وارد محل میشود مردم او را به کدخدا و بزرگتر روستا معرفی میکنند، و او نیز از کار و هدف شخص غیربومی پرس و جو می کند و اجازه ورود به جنگل ها که تحت حفاظت آنهاست با حساب کتاب داده میشود. جاهایی که روستا کمرنگ شده و اشخاص غیربومی بر محلی ها ارجح می شوند و سود مردم محلی از کار های مرتبط با جنگل کم می شود وضع تغییر می کند. در این حالت اشخاص غیر بومی در قالب گردشگر و کارآفرین و سرمایه گذار به شکل شخصی که به خاطر سرمایه اش باید احترام شود، وارد روستا می شود و خدای کدخدا و روستاست. مردم محلی حقی برای دفاع از جنگل یا آب و خاک خودشون ندارند.
دولت هم هدفش رو میذاره توسعه گردشگری و توسعه سرمایه گذاری. کارافرین ها به تخریب محیط زیست و ساختار فرهنگی اقتصادی روستا ها می زنند و از دولت جایزه می گیرند. روستایی ها بیچاره می شوند و زمینشان را با یک خودرو عوض می کنند و حاشیه نشین شهر میشوند.
مردم با خاطراتشون در محیط زیست زندگی می کنند. قشنگ نگاه میکنی روی نقشه منطقه حفاظت شده شادگان نوشته و یکی هم از شور خاطراتش یه قبر ناخدایی وسط تالابی که دیگه الآن نیست نشانی فقط آنجا گذاشته. روی نقشه، نه جای دیگه.
در مورد کشفرود دیدیم در منطقه کوه رادکان رشته کوه هزارمسجد شرکت های کارافرین زیادی آمده و جنگل های ارس سیستان هم خورده شده، منطقه شکار ممنوع را به نام منطقه تفنگ دره نام نهاده اند. وقتی که خوب این منطقه از آدم و حیوان خالی شد اینجا هم پیست اسکی می زنند، تا گردشگر جذب کنند.
از انجا که کشفرود خیلی طویل و وسیع بود،فقط با یکی دو تا کارآفرین نمیشد از بین برود. هرگوشه کسی دستی گذاشته تا این رود بزرگ رو خشک کند. هزار لیچار بار این رود بیچاره کردند تا کسی دیگر به آن نگاه هم نکند، از کشاورز و روستایی کنار آن گرفته تا کودکان مدرسه وسط شهر. تا حرف چنین چیزهایی میشه کلی مساله پیش می آید: فرونشست زمین!
میگن ژاپن تا حدی مساله فرونشستش رو حل کرده و چاه های غیرمجاز مثل ایران کمتر داره. با فرونشست هم مردم بیشتر مجبور به ترک منطقه میشوند تا زمین های مفت فرونشسته را کدام سرمایه گذار بخرد و ببرد.
یک کم به خودمون بیایم.خراسان رضوی به زیبایی های بسیار و آب و هوای لطیفش شهرت دارد. هر ساله گردشگران بسیاری راهی سفر به مقصد مشهد می شوند. در این میان کوهنوردان حرفه ای گشتی در اکوتوریسم رویایی اطراف مشهد میزنند. یکی از دیدنی ترین مناظر این منطقه مربوط به رشته کوه هزار مسجد است. معروفترین قله این رشته کوه، قله هزار مسجد نام دارد که در فاصله کمی با دو قله شبیه هم که باهم نام قله "آت قلاق" (گوش اسب) را گرفته اند قرار گرفته است.
گردشگران بسیاری پس از بازدید از کلات نادری بار سفر برای طبیعت گردی حرفه ای می بندند و برای متر کردن قله هزار مسجد راهی آن میشوند. برخی متراژ آن را 3140 و برخی کمتر و برخی بیشتر تخمین زده اند.

قرار گرفتن کوه های هزار مسجد در دسته پدیده های بوم شناختی و منطقه حفاظت شده "ارس سیستان" ارتفاعاتی بکر سرشار از آبشارها و زیست بوم های حیات وحش جذابیت تماشای آن را به ویژه برای طبیعت گردان حرفه ای و محققان دوچندان کرده است.
سایر مشخصات قله های هزار مسجد
قله آت قولاق (گوش اسب): یکی از قلههای معروف رشته کوه هزار مسجد قله گوش اسب میباشد که به گویش ترکی به آن آت قولاق گفته می شود. این قله در منطقه نورالی واقع شده است و فاصله کمی با قله هزار مسجد دارد.
این قله دارای ۲ صخره بزرگ است که شبیه گوشهای اسب هستند و دلیل نامگذاری آن میباشند.

قله هزارمسجد: هزار مسجد بین کلات و مشهد واقع شده است. از سمت جاده سد کارده و همچنین از کلات نادر برای رسیدن به آن مسیر دسترسی وجود دارد.
اگر از سمت کلات به این مکان بروید، به کلات که رسیدید باید به سمت لائین بروید. لائین در کیلومتر ۳۵ جاده کلات به درگز واقع شده است که این مسیر نیز دیدنیهای بسیار دارد.
روستای لایین کهنهکمتر از ۵۰۰ متر پیش از رسیدن به پل لائین یک جاده در سمت چپ قرار دارد که به سمت احمدآباد، رباط، بابا رمضان، خاکستر، چهارراه و لائین کهنه میرود.
تا رباط جاده به طول ۶ کیلومتر آسفالت شده است. به رباط که برسید سمت راست به روستای بابا رمضان میرود که تابلویی را مشاهده خواهید کرد که روی آن درج شده، ۵ کیلومتر و سمت چپ هم به سمت روستاهای خاکستر، چهارراه و لایین کهنه میرود.امکانات
نکتهای که باید به آن توجه داشته باشید، این است که در این منطقه امکانات به حداقل خود میرسد و امکاناتی همچون پارکینگ، سرویس بهداشتی، اقامتگاه، بوفه و غیره وجود ندارد و شما برای این که بخواهید به این قله صعود کنید، باید از پیش، کوله خود را با تمامی تجهیزات مورد نیاز تکمیل کرده و به همراه خود آب و مواد خوراکی مورد نیاز را داشته باشید تا در هنگام صعود دچار مشکل نشوید.

همانطور که در تصویر مشاهده میکنید کوه های هزار مسجد با سه قله تاریخی هزار مسجد، رادکان و آت قلاق از منابع مهم آبی کشفرود میباشند که توجه بیشتری، طبیعت شکننده آن میطلبد.
در بین راه، روستای سرسبز خاکستر قرار دارد. به آخر روستای چهارراه که برسید یک دوراهی دیده میشود. راه سمت راست به طرف لائین کهنه و راه مستقیم سمت منطقهای به نام عرب چاه میرود. از اینجا به بعد فقط پیاده یا با ماشین کمکدار باید رفت.

ارتفاع روستای بابا رمضان حدود ۱۰۵۰ متر است و اهالی آن کرد زبان هستند. بیشتر روستاهای منطقه به زبانهای کردی و ترکی صحبت میکنند. در آخر روستا امامزادهای قرار گرفته است که امکانات مناسبی برای پخت غذا، استراحت و خواب دارد.
صعود به قله هزار مسجد از مسیر روستای لایین کهنه
از کنار باغات روستای بابا رمضان مسیر رودخانه را به سمت بالا و روستای لایین کهنه در پیش میگیریم. به علت نبود چشمه مناسب در مسیر بهتر است از چشمه امامزاده آب برداشت نماییم.
پس از کمی پیادهروی، دره تنگتر میشود و دیوارههای اطراف سر به فلک میکشد. در برخی نقاط باید از عرض رودخانه عبور کرد. چندین آبشار کوچک و بزرگ زیبایی دره را دو چندان مینماید.
با پیشروی بر عرض دره اضافه میشود و باغات روستا نمایان میشوند. راهپیمایی از بابا رمضان تا لایین کهنه ۲ ساعت زمان میبرد. ارتفاع روستای لایین کهنه حدود ۱۴۵۰ متر است.
روستایی کوچک و تاریخی در دل کوههای هزار مسجد که مردم روستا میگویند زمانی روستای بزرگی بوده و جمعیتی حدود ۱۰۰۰ خانوار داشته است که به علت سیلی بزرگ در اواخر قاجاریه، کاملا تخریب شده. اکثر مردم آن نیز به پاییندست کوچ نمودهاند.
آثاری از چند برج نگهبانی در چند نقطه دیده میشود. امامزادهای نیز در روستا وجود دارد که اولیای بالا نامیده میشود و بنای آن از امامزاده بابا رمضان کوچکتر است.
در سمت چپ دره و زیر دیوارهها مسیر ادامه مییابد و پس از اندکی پیمایش به حصار پارک ملی تندوره خواهد رسید.
محلیها نام این بخش از دره را “زوی ژور” نامیدهاند. در ادامه مسیر را در جوار رودخانه پی میگیریم تا به جنگلبانی برسیم. از اینجای مسیر قله هزار مسجد قابل مشاهده است. پیمایش از روستای لائین کهنه تا جنگلبانی تقریبا دو ساعت زمان نیاز دارد
مسیر در کنار رود سمت چپی ادامه مییابد. مسیر را پیموده تا به خانههای عشایر و چشمههای زیبای اولنگ نورالی یا نورعلی در ارتفاع حدودا ۲۱۰۰ متری برسیم که مکانی مناسب برای شبمانی است. دنباله مسیر از جاده خاکی در شرق اولنگ ادامه مییابد و بالا میرود تا جایی که یک راه پاکوب از جاده جدا شده و بالا میرود.
از اینجا به بعد ادامه مسیر صعود با مسیر دره چهارراه مشترک میشود. پس از دو نیم ساعت پیمایش شیب تند، پاکوب از دهانه یک دهلیز وارد دشت مسطحی میشود. پس از رسیدن به دشت، قله هزار مسجد در جنوب غربی مشاهده میشود. پس در ادامه، مسیر را به سوی جنوب و اولنگ شاهی دنبال کرده و با نیم ساعت پیمایش به خانههای عشایر میرسیم.
مسیر پاکوب، ما را تا رسیدن به منطقه کفی قله هدایت میکند و در ادامه با یکساعت پیمایش به جاده خاکی که از دامنه جنوبی و روستای بقمج میآید میرسیم. این جاده تا مسجد سنگی روی قله ادامه دارد.
زمان بندی مسیر دره بابا رمضان و لایین کهنه به قله هزار مسجد
روستای بابارمضان تا روستای لایین کهنه (۲ ساعت)
روستای لایین کهنه تا ساختمان جنگلبانی (۲ ساعت)
جنگلبانی تا اولنگ نورآلی (نورعلی) (۲/۵ ساعت)
اولنگ تا ابتدای کفی دشت (۲/۵ ساعت)
ابتدای کفی دشت تا قله هزار مسجد (۱/۵ ساعت)
با توجه به موقعیت ارتفاعات هزار مسجد و همجواری با توده سرد سیبری و جهت چینخوردگیها، همواره تغییرات جوی در منطقه سریع رخ میدهد و هوا به سرعت دگرگون میشود و به خصوص در فصول پاییز و بهار خطر رعد و برق و سیل وجود دارد.
با داشتن نقشه دقیق و اطلاعات کافی و مناسب و آشنایی به راههای پاکوب و مالرو، در یک شرایط جوی مناسب میتوان در یک برنامه ۲ تا ۳ روزه صعود به قله هزار مسجد را از مسیرهای شمالی انجام داد.

از زیر درختان تنومند و سر به فلک کشیده پارک ملت که رد بشین، صدای پرستوها، طوطی ها و پرنده های عجیب غریب زیادی را میشنوید. یک دریاچه مصنوعی پر از آب با چند تا اردک و مرغابی هم آنجاست.
ردپای رودخانه چهل بازه با سرچشمه کوه های سیاه خوانی، در این پارک مشهود است. رود چهل بازه که از روستاهای گردشگری کنگ، و زشک میگذره و با عبور از مایان سفلی و علیا به طرقبه میرسد، با کال چهل بازه از بلوار امامت فعلی و سید رضی میگذره تا برسه به پارک ملت. این رودخانه در انتها به کشفرود وارد میشده و آن را پر آب میکرده و مسیر کشفرود بزرگ را قطعی میکرده است.
روستای کنگ که به روستای پلکانی شهرت دارد، اخیرا با آبشارها و رودخانه چهل بازه شهرت بیشتری پیدا کرده است. کوه های منحصر به فرد سیاه خوانی هم برای کوهنوردان جذابیت خاصی دارد. آن ها راهی این منطقه خاص میشوند و بعنوان طبیعت گرد حرفه ای و محقق در آنجا قدم میگذارند. حتی سنگ قبرهای روستای کنگ ارزش تاریخی و علمی دارند. آنها که اغلب از جنس سنگ میکاشیست هستند، روی تپه ای مشرف به روستا قرار دارند. به روستای کنگ ماسوله خراسان می گویند و قدمت آن به پیش از اسلام بازمیگردد.
منظره سیاه خوانی در میان رشته کوه بینالود تشکیل شده از کوه های یکی پس از دیگری که ناهمواری های کوهستانی غرب مشهد را شکل میدهند. اما، برای طبیعت گردان غیر حرفه ای که امکانات بیشتری نیاز دارند، همین پارک ملت به اندازه کافی مناسب است. اخیرا هم بین تقاطع چند سطحی یک آبنما که فواره آن از میان صخره های مصنوعی میگذرد گذاشته اند که یادآور آب فراوان منطقه باشد. پارک ملت از جاهای دیدنی مشهد است که مسیر آن با مترو از فرودگاه و راه آهن در دسترس است
__________________
Mellat Park and Kashafrud
As you walk under the tall, towering trees of Mellat Park, you will hear the sounds of swallows, parrots, and many strange birds. There is also an artificial lake filled with water with a few ducks and geese.
The footprints of the Chehelbaze River, with its source in the Siahkhani Mountains, are evident in this park. The Chehelbaze River, which passes through the tourist villages of Kang and Zeshk and reaches Torqaba by passing through the Lower and Upper Mayans, passes through the current Imamat Boulevard and Seyyed Razi with the Chehelbaze River until it reaches Mellat Park. This river eventually enters Kashfrud, filling it with water and determining the route of the Great Kashfrud.
The village of Kang, known as the village of stairs, has recently become more famous with its waterfalls and the Chehelbaze River. The unique Siahkhani Mountains are also of particular interest to mountaineers. They head to this special area and set foot there as professional nature travelers and researchers. Even the tombstones of Kang village have historical and scientific value. They are mostly made of mica stone and are located on a hill overlooking the village. Kang village is called Masouleh Khorasan and its history dates back to before Islam.
The landscape of Siah Khani is among the Binalud mountain range, consisting of mountains one after the other that form the rugged mountainous terrain of western Mashhad. However, for non-professional nature lovers who need more facilities, Mellat Park is suitable enough. Recently, a fountain has been placed between the multi-level intersection, with its fountain flowing through artificial rocks, as a reminder of the abundant water in the area. Mellat Park is one of the sights of Mashhad, accessible by metro from the airport and railway.