Kashafrud river - رودخانه کشف رود

Kashafrud river - رودخانه کشف رود

اینجا درباره رودخانه کشفرود ایران مینویسم
Kashafrud river - رودخانه کشف رود

Kashafrud river - رودخانه کشف رود

اینجا درباره رودخانه کشفرود ایران مینویسم

در سالگرد شهادت شهید رئیسی: افتتاح حفاری نفت کاسپی

کل ایران برای یه هوای تازه فرار می‌کنند گیلان و رشت و حالا گیلانی ها با پروژه حفاری نفت باید نفت بخورند.

دنبال اخبار فوکهای دریایی دریای کاسپین میگردم که یکباره خبر مرگشان آمد.

چقدر خبر مرگ پرنده های تالاب میانکاله همراه ماهی هایش را شنیدیم. حالا بعد از کلی بگیر و ببند و دنبال کردن چوپان‌ها که میانکاله منطقه ای حفاظت شده است، باید شاهد این باشیم که چطور پرندگان و حیوانات کاسپی رو از سمت رودسر در قیر و گل فرو میکنند!

داشتن با شهید رئیسی پلی رو بالای رودسر دنبال می‌کردند که نیمه رها شد و رئیس جمهور پزشکیان رو کار اومد که خوب معلوم بشه جریان شهادتش چه میزان فشار قرار بوده روی ما بیاره!

مسجد سلیمان سرسبز بوده که سال ۱۲۸۷ اولین دکل نفتی رو برای پخش و پلا کردن نفت بالایش احداث کردند. اخبارش رو بعد از ۱۱۲ سال جویا بشین و شاهد رنج این خطه سرسبز بشین، از بی آبی، کمبود سوخت و انرژی گرفته تا بدوی ترین شرایط زندگی!

این رو  اهوازی ها خوب می‌دانند که چه میگویم. آنهایی که رود کشتی رو مثل هیوستون تگزاس داشتند، ولی کارون گل آلود آنها الان اندازه کافی هست که کشتی میخواد چی کار!

در عوض هیوستون هنوز کشتی رو و سرسبز مانده!

این آمریکایی ها که آنقدر جویای نفت و گاز ما هستند مگر خودشان ذخایر نفت و گاز ندارند!؟

اینطور که پیداست هر جا رود و آبی جاریست زیر آن نفت و گازی همچون گنج نهفته است. بعد از حوضه آبریز قره قوم که نام دیگر آن سرخس است و آن را منطقه گازی اعلام کردند از اینکه حتی شهر توس را شهری باستانی با عبور کشفرود در آن اعلام کنند منصرف شده و هربار با خود همان گردشگری و هتل‌داران بر سر منطقه میزنند که چه رودی؟ پر از فاضلاب؟! 

چه منطقه ای؟ پر از خشکی و گسل؟

از فرونشست زمین هم کم گفتیم.

همه اینها رو دلیل بر گازی اعلام کردن حوضه آبریز قره قوم میدانند.

پس از آن میانکاله بیچاره در استان مازندران با پروژه پتروشیمی بی حد و حصر. امروز هم شاهد رودسریم.

رودسر هنوز باستانی بودن شهر خودش را نتوانسته ثابت کنه که حالا باید شاهد حفاری نفت باشد و نفت بخورند.

پس از انفجار بندر عباس حالا باید شاهد خشکی و عزای مردم رودسر باشیم.

بعد از قطعه قطعه کردن مازندران با تقسیمات کشوری که گرگان را از مازندران و سرچشمه کشفرود را از آنجا جدا کنند، حالا نوبت رسیده به خود همان عامل کمی سبزی کناره دریای کاسپی

سفر یکروزه به کلات

نیمه اردیبهشت 1404 هست. کاخ خورشید کلات رو مشهدی ها حداقل یک بار در عمر خود رفته اند. اینبار قصد دارم مسیر شهر توس به کلات را براتون بگم.

شهر توس پر هست از آثار باستانی و موزه. به جز آن، آرامگاه حکیم ادب و حماسه، ابولقاسم فردوسی رو هم دربرگرفته. بعد از این حکیم گرانقدر ستاره های ادب فارسی معاصری چون مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شجریان نیز در آرامگاه فردوسی دفن هستند. آرامگاه فرودسی رو ایرانی ها حداقل یکبار در عمر خود رفته اند.

برای اتراق مردمی که به دیدن آرامگاه فردوسی می آیند، حدفاصل پل فردوسی و هارونیه تا آرامگاه یک پارک کالیگرافی گذاشته اند که در آرامش هم بتوان از مناظر و مجسمه های خان های نبرد رستم در شاهنامه عکس گرفت و هم بتوان لحظاتی خوش را داشت.

بقعه در تصویر بالا و مجسمه ها در تصویر پایین:

معماری بقعه هارونیه هم جذابیت های خودش را داره:

در کنار بقعه مسجدی بوده که بقایای آن هست:

برای رفتن از محل آرامگاه فردوسی شهر توس، این طرف یال های رشته کوه هزار مسجد قرار گرفته به آن طرف یال های کوه ها که کلات قرار داره. قبل از رسیدن به چهاربرج از پل فردوسی که رودبار دروازه شهر باستانی توس هست رد میشویم تا به روستای لقمانی، محل اتصال دو رود رضوان و کشفرود برسیم:

برخی به رودخانه رضوان، رودخانه کارده نیز می گویند و این به دلیل سدی است که بر سر آن با نام کارده بسته اند.

جاده رضوان به کلات چندکیلومتری به شهر توس مانده شروع میشود, این جاده کلات هیچ شباهتی به یک جاده ترانزیت نداشته و بیشتر یک جاده فراموش شده و مخروبه است، هرچند خودروهای زیادی به دلیل آرامستان رضوان که تجمیع آرامستان های روستاهای اطرافه، از آن عبور می کنند.  به دلیل هم مسیر بودن این جاده با رودخانه رضوان در طول مسیر گویی باید از میان چند "جویِ خالی از آب" رانندگی کنی و فرمان خودرو به جای اینکه دست راننده باشد در دستانِ پیر جاده قدیمی است, طوری که دیدن مناظر بسیار زیبایِ مسیر جاده رضوان به کلات ( آنهم درفصل بهار ) را لااقل برای راننده مشکل می کند , جاده ای که در کناره اش جایی برای توقف , نه که بگویم اصلاً ندارد، کم دارد.

بخشی از رشته کوه هزارمسجد در شهرستان کلات واقع شده است , اصلا همین جاده کلات از کوههای هزار مسجد میگذرد و کوه آل که سرچشمه سد کارده بر روی رودخانه رضوان است در مسیر آن قرار دارد.

با ادامه رشد شهرهایی مثل کلانشهر مشهد، بر میزان زمین های رطوبت ناپذیر افزوده شده. در نتیجه منابع آب زیرزمینی محدودتر شده اند. رسوخ مواد شیمیایی یا آبهای آلوده به آبهای جاری منطقه سبب آلودگی رودخانه ها و نیز نابودی آبزیان میشود. این خشکی و کم آبی زندگی ساکنین مناطق اطراف رودخانه های رضوان و کشفرود را تحت تاثیر قرار داده است. از میزان آبهای زیرزمینی کاسته شده و تبخیر آب از سطح زمین افزایش یافته است.

به دنبال کاهش دسترسی به منابع آبی زیرزمینی، باید بر عمق چاه های آب افزود و یا حداقل به خارج از محدوده شهرها روی آورد تا بتوان نیازهای شهرنشینان را برآورده ساخت. پیشرفت های جدید اصول اساسی تامین آب را تغییر نداده اند. اخیرا موارد بسیاری از آلودگی منابع آبی زیرزمینی و سطحی کشفرود گزارش شده است که شمار بزرگی از آن با روند شهرسازی و شهرنشینی در رابطه اند. مهم ترین این موارد عبارتند از:

حفر چاه به منظور انباشتن مواد آلوده ساز و زباله ها، رها کردن مواد یاد شده در خیابانها، مناطق صنعتی، راه های آهن و فرودگاه ها، نشت آبهای آلوده از لوله ها و مخازن فاضلاب، بی توجهی به چاه های آب، استفاده بی رویه از مواد شیمیایی ویژه امور کشاورزی، وجود حوضه های آب آلوده بدون سرپوش، و رسوخ آبهای شور به منابع آب زیرزمینی.

تامین آب از لایه های ژرف و ژرفتر نیز خود سبب فرونشستن زمین میگردد. کلانشهر مشهد و گسترش آن به شهر توس چنین مشکلاتی را دوچندان کرده است. در مناطقی از دشت مشهد که شامل شهرتوس نیز میشود سالانه بیست سانت فرونشست داریم که کسی متوجه آن نیست. اگر این روند ادامه بیابد تمامی یک ساختمان برج مرکز شهر مشهد در سطحی پایین تر از دریا قرار میگیرند، و دلیل این امر چیزی به جز تهی شدن منابع زیرزمینی از آب نیست.

_______________

One-day trip to Kalat

It is mid-May 2025. The Sun Palace of Kalat has been visited by Mashhadites at least once in their lives. This time I intend to tell you the route from Toos to Kalat.
Toos is full of ancient monuments and museums. In addition, it contains the tomb of the sage of literature and epic, Abolghasem Ferdowsi. After this great sage, stars of contemporary Persian literature such as Mehdi Akhavan Thaleth and Mohammad Reza Shajarian are also buried in Ferdowsi's tomb. Iranians have visited Ferdowsi's tomb at least once in their lives.
For the comfort of people who come to visit Ferdowsi's tomb, a calligraphy park has been set up between the Ferdowsi Bridge and Harounieh to the tomb, where you can take pictures of the scenery and statues of the khans of the Battle of Rostam in Shahnameh and have fun.
The tomb in the picture above and the statues in the picture below:
The architecture of the Harunieh tomb also has its own charms:
Next to the tomb was a mosque with its remains:
To go from the site of Ferdowsi's tomb in Toos, on this side are the ridges of the Hezar Masjid mountain range to the other side of the ridges of the mountains where Kalat is located. Before reaching Chahar Borj, we pass by Ferdowsi Bridge, which is the gateway to the ancient city of Toos, to reach the village of Logmani, the junction of the two rivers Rezvan and Kashfrud:
Some also call the Rezvan River the Kardeh River, and this is because of the dam that has been built across it with the name Kardeh.
The Rezvan-Kalat road begins a few kilometers from Toos. This Kalat road has nothing to do with a transit road and is mostly a forgotten and dilapidated road, although many cars pass through it because of the Rezvan Mausoleum, which is a collection of mausoleums from surrounding villages. Due to the fact that this road runs parallel to the Rezvan River, it seems as if you have to drive through several "waterless streams" along the way, and the steering wheel of the car is in the hands of the old road, instead of the driver's hands, so that it is difficult for the driver to see the very beautiful scenery of the Rezvan-Kalat road (especially in spring), a road that has no place to stop, not to say that it does not have any, it is lacking.

Part of the Hezar Masjid mountain range is located in Kalat city, and the Kalat road itself passes through the Hezar Masjid mountains, and Mount Al, which is the source of the Kardeh Dam on the Rezvan River, is located on its route.

With the continued growth of cities such as the Mashhad metropolis, the amount of impermeable land has increased. As a result, groundwater resources have become more limited. The infiltration of chemicals or contaminated water into the flowing waters of the region causes pollution of the rivers and also the destruction of aquatic life. This drought and water shortage have affected the lives of residents of the areas around the Rezvan and Kashfrud rivers. The amount of groundwater has decreased and evaporation from the ground surface has increased.

As access to groundwater resources has decreased, the depth of water wells must be increased or at least moved outside the city limits to meet the needs of urban dwellers. New developments have not changed the basic principles of water supply. Recently, many cases of contamination of groundwater and surface water resources have been reported, a large number of which are related to the process of urban development and urbanization. The most important of these cases are:

Drilling wells to accumulate pollutants and waste, dumping the aforementioned materials on streets, industrial areas, railways and airports, leaking contaminated water from pipes and sewage tanks, neglect of water wells, excessive use of chemicals for agricultural purposes, the existence of contaminated water basins without covers, and the infiltration of salt water into groundwater resources.
Water supply from deeper and deeper layers also causes land subsidence. The metropolis of Mashhad and its expansion to Toos city have compounded such problems. In areas of the Mashhad plain, which includes Toos city, we have a subsidence of twenty centimeters per year, which no one notices. If this trend continues, an entire tower building in the center of Mashhad city will be below sea level, and the reason for this is nothing other than the depletion of underground water resources.

حوضه آبریز کشفرود و اهمیت آن پس از قره قوم

پس از بررسی پوشش گیاهی کشفرود میرویم که آن را در میان حوضه های آبریز پایه مشخص کنیم.

معرفی حوضه های آبریز ایران:

بر اساس تقسیم بندی هیدرولوژیکی دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت مدیریت منابع آب کشور ایران ، منابع آبی کشور به شش حوضه آبریز اصلی و سی حوضه فرعی به شرح ذیل تقسیم می شود .

1- حوضه آبریز اصلی دریای خزر : که شامل 7 حوضه آبریز فرعی به شرح ذیل می باشد :
1 – 1) حوضه آبریز رودخانه های تالش – مرداب انزلی
1- 2)حوضه آبریز رودخانه ارس
1- 3)حوضه آبریز رودخانه سفید رود
1- 4)حوضه آبریز رودخانه های بین سفید رود و هراز
1-5)حوضه آبریز رودخانه های بین هراز و قره سو
1-6)حوضه آبریز رودخانه های بین قره سو و گرگانرود
1-7)حوضه آبریز رودخانه اترک
2- حوضه های اصلی خلیج فارس – دریای عمان : که شامل 9 حوضه آبریز فرعی به شرح ذیل می باشد :
2-1) حوضه آبریز رودخانه های مرزی غرب
2-2)حوضه آبریز رودخانه کرخه
3-2)حوضه آبریز رودخانه کارون بزرگ
4-2)حوضه آبریز رودخانه جراحی – زهره
5-2)حوضه آبریز رودخانه حله
6-2)حوضه آبریز رودخانه مند
7-2)حوضه آبریز رودخانه های کل – مهران و جزایر خلیج فارس
8-2)حوضه آبریز رودخانه های بین بندر عباس - سدیج
9-2)حوضه آبریز رودخانه های بلوچستان جنوبی
3- حوضه آبریز اصلی دریاچه ارومیه : شامل یک حوضه آبریز فرعی با همین نام می باشد.
4- حوضه آبریز فلات مرکزی : که شامل 9 حوضه آبریز غرعی به شرح ذیل می باشد .
4-1) حوضه آبریز دریاچه نمک
4-2)حوضه آبریز گاوخونی
4-3)حوضه آبریز دریاچه های طشک- بختگان و مهار لو
4-4)حوضه آبریز کویر ابرکوه - سیرجان
4-5)حوضه آبریز جازموریان
4-6)حوضه آبریز کویر لوت
4-7)حوضه آبریز کویر مرکزی
4-8)حوضه آبریز اردستان ، ریگ زرین و سیاه کوه
4-9)حوضه آبریز کویر های در انجیر و ساغند
5- حوضه آبریز اصلی مرزی شرق : که شامل 3 حوضه آبریز فرعی به شرح ذیل می باشد
5-1) حوضه آبریز دق پترگان – نمکزار خواف
5-2) حوضه آبریز هامون مشکیل
5-3) حوزه آبریز هیرمند
6- حوضه آبریز اصلی قره قوم (سرخس) : شامل یک حوضه آبریز فرعی با همین نام می باشد( شامل رودخانه های کشف رود ، هریرود یا قره قوم می باشد ) .
 
کشفرود رودی تاریخی است که تعدادی از انشعابات آن از کوه های هزار مسجد و انشعاباتی از آن از کوه های بینالود سرچشمه می گیرد. حوضه آبریز این رودخانه از جایی که سرچشمه اترک است، جایی در نزدیکی استان گلستان آغاز میشود.
حوضه آبریز این رودخانه با رودهای گرگانرود و قره سو در استان های گلستان و مازندران، از پوشش گیاهی هیرکانی برخوردار است.
رودخانه 294 کیلومتری کشفرود از غرب به شرق جریان دارد و از پل چشمه گیلاس، پل فردوسی و پل شاهی و پل خاتون ادامه مسیر میدهد تا به رودخانه هریرود و از آنجا به رود تجن بپیوندد. این رودخانه مانند هریرود در پایان مسیرش در کشور همسایه زهکشی میشود. منتها مسیر آن برعکس هریرود است. هریرود سرچشمه کوه های هندوکش و از شرق به غرب دارد، ولی کشفرود سرچشمه کوه های هزارمسجد و بینالود و از غرب به شرق دارد. هریرود کشور افغانستان را سیراب میکند، ولی کشفرود مانده است تا مدیریت شهری آن را از خشکرود خارج کند.

حوضه آبریز کشفرود زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم در صد سال اخیر رودهایی مثل آمودریا که زمانی از تاجیکستان و ترکمنستان میگذشتند تا از خاک ایران به دریای خزر وارد شوند، با یکی از بزرگترین کانال های دنیا در زمان شوروی سابق تغییر مسیر داده و به دریاچه آرال میریخته است. آمودریا حوضه آبریز قره قوم و یا سرخس را تعریف میکرده است. مسیر این رودخانه اگر هم وجود داشته باشد، به پر آبی سابق نخواهد بود، و حتی دریاچه آرال هم سیرآب نمیکند. کانال های کشاورزی در مسیر آمودریا آن را نیز دچار تنش کرده است. در این هنگام حوضه آبریز کشفرود اهمیت پیدا میکند که آن را حفظ کنیم:

آب دریا را گر نتوان کشید / هم بقدر تشنگی باید چشید

بسیاری امیدوارند که رودهایی مثل آمودریا و هریرود دوباره از مسیر تایباد وارد ایران شوند، ولی تصاویر هوایی چیز دیگری را نشان میدهد:

من برای پیدا کردن سرچشمه هریرود از کلمه جمنازیوم هریرود استفاده میکنم. مشابه این کلمه که وارداتی از آلمان به هرات است، در فارسی ایرانی کمتر یافت میشود. ضمن اینکه اگر چشمه های ما خشک شوند، به دلیل کاربردهایی مثل کشاورزیست، ولی گویا در هرات و افغانستان آن را طور دیگری میبینند.

_______________________

After examining the vegetation of the Kashafrud River, we will identify it among the basic watersheds.

Introduction to Iran's watersheds:

Based on the hydrological division of the Water Resources Basic Studies Office of the Water Resources Management Company of Iran, the country's water resources are divided into six main watersheds and thirty sub-watersheds as follows.

1- The main basin of the Caspian Sea: which includes 7 sub-basins as follows:
1- 1) The Talesh-Anzali Marsh River Basin
1- 2) The Aras River Basin
1- 3) The Sefid Rud River Basin
1- 4) The River Basin between Sefid Rud and Haraz
1- 5) The River Basin between Haraz and Qara Su
1- 6) The River Basin between Qara Su and Gorgan Rud
1- 7) The Atrak River Basin
2- The main basins of the Persian Gulf - the Sea of ​​Oman: which includes 9 sub-basins as follows:
2- 1) The Western Border River Basin
2- 2) The Karkheh River Basin
3- 2) The Greater Karun River Basin
4- 2) The Jarahi-Zohre River Basin
5- 2) The Hillah River Basin
6-2) Mand River Basin
7-2) Kal-Mehran River Basin and Persian Gulf Islands
8-2) Bandar Abbas-Sedij River Basin
9-2) Southern Balochistan River Basin
3- The main basin of Lake Urmia: It includes a sub-basin of the same name.
4- The Central Plateau Basin: It includes 9 sub-basins as follows.
4-1) Salt Lake Basin
4-2) Gavkhoni Basin
4-3) Tashk-Bakhtegan and Mahar Lu Lakes Basin
4-4) Abarkuh-Sirjan Desert Basin
4-5) Jazmorian Desert Basin
4-6) Lut Desert Basin
4-7) Central Desert Basin
4-8) Ardestan, Rig Zarrin and Siah Kooh Basin
4-9) Dar Anjir and Saghand Desert Basin
5- Main Eastern Border Basin: which includes 3 sub-basins as follows
5-1) Dagh-Petrgan-Namzar Khaf Basin
5-2) Hamun-Meshkil Basin
5-3) Hirmand Basin
6- Main Qara Qom Basin: includes a sub-basin with the same name (including the Kashf-Rood rivers , Harirud or Qara Qom).

The Kashfrud is a historical river that has a number of branches originating from the Hezar Masjid Mountains and some branches originating from the Binalud Mountains. The river's watershed begins near the source of Atrak, near Golestan Province.
The river's watershed, along with the Gorganrood and Qara Su rivers in Golestan and Mazandaran provinces, has Hyrcanian vegetation.
The 294-kilometer Kashfrud River flows from west to east and continues its route through the Cheshme Gilas Bridge, Ferdowsi Bridge, Shahi Bridge, and Khatoon Bridge to join the Harirud River and from there to the Tajan River. Like the Harirud, this river drains into a neighboring country at the end of its route. However, its route is the opposite of the Harirud. The Harirud originates in the Hindu Kush Mountains and runs from east to west, while the Kashfrud originates in the Hezar Masjid and Binalud Mountains and runs from west to east. Harirud irrigates Afghanistan, but Kashfrud is left to take its urban management out of Khoshkrud.
The Kashfrud watershed becomes important when we know that in the last hundred years, rivers like the Amu Darya, which once passed through Tajikistan and Turkmenistan to enter the Caspian Sea through Iranian soil, have changed their course with one of the largest canals in the world during the former Soviet era and flowed into the Aral Sea. The Amu Darya used to define the watershed of Karaganda (Qare Qum) or Sarakhs. If this river existed, its course would not be as watery as it once was, and even the Aral Sea does not irrigate. Agricultural canals along the Amu Darya have also strained it. At this time, the Kashfarud watershed becomes important to preserve:
If you can't draw the water of the sea / you must taste it as much as you are thirsty
Many hope that rivers like the Amu Darya and Harirud will enter Iran again through the Taybad route, but aerial images show something else:
I use the word Harirud Gymnasium to find the source of the Harirud. A similar word, which is imported from Germany to Herat, is rarely found in Iranian Persian. In addition, if our springs dry up, it is due to uses such as agriculture, but it seems that in Herat and Afghanistan they see it differently.

گندواش- درمنه وحشی از مازندران تا شهر توس

اینجا درباره یک سری از گیاهان بومی کشفرود نوشتم. کشفرود و زمین های اطراف آن که تحت عنوان شهر توس و تابران معرفی میشده، مرغزار معروفی داشته به نام مرغزار رایکان که در کتاب های کهن از آن نوشته اند.

هنوز که هنوزه مرغزار در منطقه پابرجاست، منتها به صورت پراکنده.

بعد از مرغزار، مثل دشت های مازندران و گرگان اطراف کشفرود گندواش گیاه بومی بوده است. کشفرود، رودی به طول 294 کیلومتر بوده است که در نزدیکی اترک، از رودهای قوچان سرچشمه میگیرد. قوچان که در شمال خراسان است نزدیک استان گلستان و مازندران بوده است. میتوان حدس زد که بذر گندواش (درمنه وحشی) از طریق رودخانه در سرتاسر منطقه شمالی کشور تا انتهای مسیر رودخانه کشفرود پخش میشده است.

نکته جالب کشفرود هم همین جاست. کشفرود که بیشتر به رشته کوه هزار مسجد نزدیک است تا به رشته کوه بینالود،  ویژگی های خاص اقلیمی خود را دارد. رشته کوه بینالود آن سمت دشت مشهد می افتد. طرقبه شاندیز آن شهرت جهانی دارد، و این شهرت به واسطه رویش گیاهان خاص آن منطقه است: باغ های پونه کوهی، و تمشک و آلبالو آن را از سایر مناطق متمایز میکرده است. در میان کوهها درختان زالزالک وحشی و سایر گیاهان دارویی معروف رشد میکرده است. سنگ های میکاشیست آن که سنگ قبرهای روستای کنگ است، یادآور گردش های علمی در آن مناطق است.

کشفرود به دلیل عبور از شهرهای چناران، گلبهار و مشهد منطقه ای چند فرهنگی که پوشش گیاهی شمال ایران را یادآور می شود، داشته است. یکی از این پوشش های گیاهی، گیاه دارویی گندواش است.

گندواش:

گندواش که ماده فعال آن آرتمیزینین است، خواص ضد ویروسی و درمانی برای مالاریا دارد. خوردن آن برای مادران باردار و شیرده توصیه نمی شود. به دلیل عطر خاصی که دارد، از آن اسانس میگیرند و خاصیت ضد سرطانی دارد. آن را به صورت دمنوش مصرف میکنند.

کبوترهای کشفرود - حرم ضامن آهو

دیروز بعد از کلی برنامه ریزی بالاخره فنچ ها رو بردم مغازه پرنده فروشی. قبلا چند باری به پرنده فروشی های میدان توحید (شهید رئیسی فعلی) سر زده بودم و آن رو مثل کف دست بلد بودم. یکی از خیابان هایش مشابه خیابان ناکترن کتاب هری پاتر بود و کلی با آن خاطره داشتیم.

گفتم اگر پرنده فروشی های میدان هفت خان سرو کاری با این فنچ ها نداشتن میبرمشون جای میدان توحید. حالا فاصله ما با میدان هفت خان 4 کیلومتره و بدون ماشین اصلا نمیشه رفت، مخصوصا که اتوبوس و تاکسی متری و ایستگاه دوچرخه هم نداره:

فکرش رو بکنید میدان توحید جایی نزدیک کوهسنگیه با کلی مترو، تاکسی و اتوبوس. قبلا که اونجا ساکن بودیم، پیاده تا میدان توحید میرفتیم. بعدازظهر رو هم انتخاب میکردیم که حتما بازار باز باشه.

گفتم اگر تو بازار میدان هفت خان که کلا دو سه تا پرنده فروشی بیشتر نداره، موردی برام پیدا نشد، میرم میدان توحید. همین طور هم شد.

پرنده ها رو که تا کنون سابقه مسافرت تا چهار کیلومتر تو ماشین رو نداشتن گذاشتیم صندلی عقب و راه افتادیم. اینا که همون اول بال بال میزدن، هر چند وقت یکبار چشم تو چشم میشدن با من که ازم بپرسن قضیه چیه.

کلا فنچ تو دسته طوطی ها قرار داره و خیلی بازی رو دوست داره. سریع با اطرافیانش دوست میشه و ارتباط برقرار میکنه.

منم با چشم هام جوابش رو نمیدادم. دیگه کم کم داشتن از ارتباط گیری باهام مایوس میشدن. خیلی هم هوا گرم و آلوده بود و ظرف آبشون رو پر کرده بودم که بخورند. تو اون تکون تکون ماشین، فقط اگر میتونستن یه آبی میخوردن.

صاحب پرنده فروشی میدان هفت خان، خودش نبود. گفت سیزده ساله که کارش پرنده فروشیه و هر دو فنچم نر هستن. قیمت جفتی هم داد که صد و پنجاه میشد.

بعد از این مغازه و یکی دیگه که فقط مرغ و خروس میفروخت و آن یکی هم بسته بود، از سمت بلوار توس راهی مرکز شهر مشهد، یعنی میدان توحید شدیم.

ما که هدفمون مرکز شهر بود باید همون هفت خان میزدیم بزرگراه که توقف تویش نیست و سریع تر برسیم، ولی از این سر هفت خان دنبال دور برگردون نگشتیمو مستقیم رفتیم. خیابان توس یه خیابان بسیار بزرگه که هر ده خیابان فرعی یک بلوار میشه. ده تای اول از سمت هفت خان مال روستاهای اکبرآباد و کاظم آباد و تابلو که زده نشون میده اینجا روستا بوده، با اینکه الآن بخشی از شهر مشهده.

تابلوهای باغون آباد و روستای زرکش رو رد کردیم و پشت یه چند تا چراغ قرمز ایستادیم. به جز اون، هرکسی کاری داشت همون جلو می ایستاد و سرعت گیر ما شده بود.

از هفت خان رسیدیم به توس 90. اونجا تصمیم گرفتیم که با کمک نقشه بزنیم بزرگراه. توس 54، از سمت خادم الشریعه به بزرگراه راه پیدا کردیم. این فنچ ها فقط یه جاهایی که صدای بوق ماشین ها رو میشنیدن و یه چهار تا درخت از پشت پنجره میدیدن فقط یه صدایی میکردن. یکی از چراغ قرمزها بقدری هوا آلوده شده بود که من فقط یه شکلاتی بالا انداختم این آلودگی ها خورده بشه و تو گلو نمونه.

یک ساعتی از مسیر مانده بود که من فقط داشتم فکر میکردم این همه راه داریم تا میدان توحید میریم کاش کسی باشه این ها رو برداره و ببره.

در طول مسیر، با اینکه کلی روستا رو طی کردیم خبری از پرنده و پرنده فروشی نبود. کلی آپاراتی و تعمیرات خودرو و تعویض روغن بود فقط. کال زرکش هم یک خشکرود از کشفرود رو نشون میداد که معلوم بود زمانی رودخانه خروشانی بوده.

به بزرگراه که رسیدیم سرعتمون بالا رفت. بالاخره، بعد از دو ساعت طی مسیر به میدان توحید رسیدیم.

از میدان توحید تا حرم امام رضا راهی نیست. پیاده شدیم و دو سه مغازه ای که جوان بودند و مرغ و پرنده رو مثل روسری و کاسه بشقاب میدیدن رد کردم تا رسیدم به مغازه ای که صاحب مغازه داشت. صاحب مغازه خودش پرنده ها رو برداشت و خوب دقت کرد که برای قفسشون سنجاق گذاشتیم تا باهاش بازی کنند و یک جا هم براشون کاهو گذاشتیم که تنوع باشه و کلی خوشحال راضی دو تا فنچم رو که نر هم بودن برداشت که نگهشون داره.

ماشین رو سرو ته کردیم و از جای ایستگاه دوم پرنده های ضامن آهوی حرم امام رضا رد شدیم و با قفس خالی برگشتیم میدان هفت خان:

ساعت یازده صبح با ماشین راه افتاده بودیم سمت میدان توحید. ساعت دوازده و نیم آنجا بودیم. این فنچ ها فقط یک جا که توقف خوبی داشتیم یه دونه ارزنی خوردن، وگرنه تو ماشین و گرما داشتن هلاک میشدن.

یه جایی میخوندم که پرنده های وحشی و شکاری مثل جغد رو نمیشه تو قفس نگهداری کرد. هشت متر مربع فقط برای بال زدنش نیاز داره و مثل طوطی و مرغ عشق یه پرنده کوچک نیست که فقط پلت مرغ، دانه و ارزن بخوره. حالا کی این رو نوشته بود؟ همونکه دستگاه جوجه کشی رو به پرنده فروشی ها میفروشه. با دستگاه هر پرنده ای رو تکثیر میکنن، ولی نگهداریش یه علمه که هر کسی نداره.

من داشتم تو نقشه جای کشفرود دنبال سایت پرنده نگری میگشتم، ولی با این اوضاع شاید بهتر باشه اول تعداد پرنده فروشی های منطقه رو بالا ببرند. وقتی تنوع پرنده فروشی و بازار پرنده فروش ها باشه، بالاخره بین چند تا مغازه، یکی پیدا میشه که صاحب مغازه باشه و سود کوتاه مدتش در شرایط مختلف تحت تاثیر نرخ ارز قرار نگیره. الآن همین میدان هفت خان پرنده فروشی داشت، و اتفاقا خیلی هم نزدیک با رودخانه و سایت پرنده نگری بود، ولی خبری از دانش بازاری سه چهار تا پرنده فروشی نبود، چه برسه به خود سایت پرنده نگری که یه چند تا طبیعت گرد در حد دانشمند میخوان بایستند پرنده ای کنار نهر آب آبی بخوره و عکسش رو بگیرن!

_______________

Yesterday, after a lot of planning, I finally took the finches to the bird shop. I had visited the bird shops in Tohid Square (now Shahid Raisi Square) a few times before and I knew it like the back of my hand. One of its streets was similar to Nocturne Street in the Harry Potter book, and we had a lot of memories with it.
I said that if the bird shops in Haft Khan Square didn't have anything to do with these finches, I would take them to Tohid Square. Now, the distance between us and Haft Khan Square is 4 kilometers and it's impossible to go there without a car, especially since there are no buses, taxis, or bicycle stations:
Think about it, Tohid Square is a place near KohSangi with lots of metro, taxis, and buses. When we lived there before, we used to walk to Tohid Square. We also chose the afternoon so that the market would be open.
I said that if I couldn't find anything in the Haft Khan Square market, which doesn't have more than two or three bird shops, I would go to Tohid Square. And that's what happened.
We put the birds, who had never traveled more than four kilometers before, in the back seat of the car and set off. They, who were fluttering around at first, would occasionally look at me to ask what was going on.
Finches are generally in the parrot family and love to play. They quickly make friends and communicate with those around them.
I didn't answer them with my eyes. They were gradually getting discouraged from communicating with me. The air was very hot and polluted, and I had filled their water bowls for them to drink. In that shaking of the car, they would only drink water if they could.
The owner of the bird shop in Haft Khan Square was not himself. He said that he had been selling birds for thirteen years and that both of my finches were males. He also gave a price for a pair, which was one hundred and fifty.
After this shop and another one that only sold chickens and roosters, which was also closed, we headed towards the center of Mashhad, namely Tohid Square, from Toos Boulevard.
Since our goal was the city center, we should have taken Haft Khan, a highway that does not have a stop and would have been faster, but we didn’t look for a turnoff at Haft Khan and went straight. Toos Street is a very large street with every ten side streets becoming a boulevard. The first ten from Haft Khan belong to the villages of Akbarabad and Kazemabad, and the sign on it shows that this was a village, even though it is now part of Mashhad city.
We passed the signs for Baghunabad and Zarkesh village and stopped behind a few red lights. Except for that, everyone who had something to do stopped right in front and we were caught speeding.
From Haft Khan, we reached Toos 90. There we decided to use a map to find the highway. We got to Toos 54 from Khadem Al-Shari’a. These finches only made a sound when they heard the sound of car horns and saw a few trees through the window. One of the red lights was so polluted that I just threw up a chocolate bar to get the pollution and sample it down my throat.
There was an hour left on the route and I was just thinking that we have a long way to go to Tohid Square, I wish someone would pick these up and take them away.
Along the way, although we passed through the whole village, there was no sign of birds or bird sellers. There were just a lot of apparatus and car repairs and oil changes. The Zarkesh road also showed a dry riverbed from Kashfrud, which apparently was once a raging river.
When we reached the highway, we picked up speed. Finally, after two hours on the road, we reached Tohid Square.
There is no road from Tohid Square to the Imam Reza Shrine. We got off and passed two or three shops where young people saw chickens and birds like scarves and bowls and plates until we reached the shop owned by the shop owner. The shop owner himself picked up the birds and made sure to put pins in their cages so they could play with them and put lettuce in one place for them to have variety and he happily picked up two of my finch, both of which were males, to keep them.
We turned the car upside down and passed the second stop of the birds that guard the deer of Imam Reza Shrine and returned with the empty cage to Haft Khan Square:
We had set off by car at eleven in the morning towards Tohid Square. We were there at twelve thirty. These finches only had one good stop to eat a grain of millet, otherwise they would have perished in the car and the heat.
I read somewhere that wild and game birds like owls cannot be kept in cages. They need eight square meters just for their wings to flap their wings and, like parrots and lovebirds, they are not small birds that only eat chicken pellets, seeds and millet. Now, who wrote this? The one who sells incubators to bird shops. They can reproduce any bird with a machine, but keeping it is a skill that not everyone has.
I was looking for a bird watching site on the map of Kashfarud, but with this situation, it might be better to increase the number of bird shops in the area first. When there is a variety of bird shops and bird sellers' markets, eventually, among several shops, there will be one who owns the shop and whose short-term profit will not be affected by the exchange rate in different situations. Now, Haft Khan Square itself had a bird shop, and it happened to be very close to the river and the bird watching site, but there was no news of the market knowledge of three or four bird shops, let alone the bird watching site itself, where a few nature lovers, as scientists, want to stop and watch a bird drink water by the stream and take a picture of it!