بررسی پل شاهی کشفرود با جستجوی کلید واژه 托罗桥
پل شاهی کشفرود
در جستوجویی که به زبان چینی برای «پل شاهی» انجام دادم، به نمونههای متعددی از پلهایی با ساختاری مشابه برخوردم. این پلها اغلب دارای چند دهانهی آجری با قوسهای منظم هستند که از دو سو با شیبی ملایم به سمت میانه اوج میگیرند. این الگوی معماری نه تنها در برخی پلهای تاریخی چین، بلکه در شماری از پلهای قدیمی اسپانیا نیز مشاهده میشود، بهویژه آنهایی که در دوران حکمرانی مسلمانان بر اندلس ساخته شدهاند.
یکی از نمونههای شاخص این شباهت، پل مادرید است.

این پل تاریخی با قوسهای نیمدایرهای و بدنهی آجری، از نظر ساختار، مصالح و فرم کلی، شباهت فراوانی به پل شاهی دارد:

پل پوینت دی تولدو - مادرید اسپانیا
چنین همپوشانی در سبک معماری، نشاندهندهی نوعی تبادل فرهنگی-فنی بین شرق و غرب در قرون میانی است؛ بهویژه بین معماری اسلامی، چینی و اروپا در دورههایی که مسیرهای تجاری و فتوحات فرهنگی میان آنها فعال بوده است.
با توجه به این شباهتها، میتوان احتمال داد که پل شاهی کشفرود، که در دورهی تیموریان احداث شده، نتیجه تلفیق تجربه معماری اسلامی و شرق آسیا (بهویژه چین) باشد. انتخاب واژهی «شاهی» به معنای بزرگ و چند دهانه بودن این پل است.
معماری با شباهت به پل مادرید که با سبک رومی نیز معروف است، نیز داریم، که آن پل دزفول است:
پل دزفول- معروف به پل رومی
پل قدیمی دزفول در جنوب غربی ایران که یکی از باستانی ترین شهرهای جهان است، به پل رومی نیز معروف است و یکی از ارزشمندترین آثار خوزستان می باشد. قدمت این پل به سال 260 پس از میلاد بر می گردد و گمان می رود توسط شاپور دوم پادشاه ساسانی ساخته شده است که از حدود 70 هزار اسیر جنگی رومی برای ساخت آن با ساروج (ترکیبی از آهک و خاک رس) استفاده کرده است. اگرچه برخی از ضمائم به این پل مخصوص عابر پیاده اضافه شده است، اما 14 قوس اصلی آن هنوز در جای خود باقی مانده اند و این گذرگاه فهرست میراث یونسکو به عنوان یکی از باستانی ترین پل های آجری در جهان نامگذاری شده است.
اما اهمیت پل شاهی تنها در ویژگیهای معمارانهاش خلاصه نمیشود. این پل در منطقهای تاریخی واقع شده که آثار ارزشمند متعددی در اطراف آن قرار دارند، که مهم ترین آنها خواجه ربیع، بر جذابیت و جایگاه تاریخی آن افزوده است. این ناحیه به یکی از نقاط مورد توجه گردشگران، پژوهشگران تاریخ معماری و علاقهمندان به آثار تیموری تبدیل شده است.
اسناد تصویری: پلی به گذشته
عکس پل شاهی- هدیه عکاس به شاه قاجار
از جمله اسناد تصویری ارزشمند، عکسی تاریخی از پل شاهی در نزدیکی خواجه ربیع و جاده کلات است که در دورهی قاجار ثبت شده. این تصویر که امروزه در فضای مجازی دستبهدست میشود، نهتنها قدمت این پل را بهخوبی نشان میدهد، بلکه شاهدی بر استمرار حضور این سازه در تاریخ معاصر ایران است و بیانگر جایگاه منحصربهفرد آن در تاریخ معماری شرق ایران محسوب میشود.
گردشگران در مسیر خود از مشهد به کلات نادری که جاهای دیدنی و باستانی زیادی دارد، از پل شاهی رد میشوند. مسیر از پل شاهی به جاده کلات در تصویر زیر آمده است:

در طول این مسیر جاهای دیدنی همچون آرامگاه خواجه ربیع، روستای پاژ محل تولد حکیم توس، فردوسی است. کلات نادری نیز مکانی متعلق به دوره افشاریان دارد که قدمت آن به چند صدسال گذشته میرسد.
_________________________
Investigating the Shahi Bridge of Kashafrud by searching for the keyword 托罗桥
Kashafrud Bridge - Old Photo
Kashfrud Royal Bridge
In my search for "Shahi Bridge" in Chinese, I came across numerous examples of bridges with a similar structure. These bridges often have multiple brick spans with regular arches that rise gently towards the middle on both sides. This architectural pattern is not only seen in some historical bridges in China, but also in a number of old bridges in Spain, especially those built during the Muslim rule of Andalusia.
One prominent example of this similarity is the Madrid Bridge.
puente-de-toledo - Madrid Bridge
This historic bridge with semicircular arches and a brick body, in terms of structure, materials and general form, is very similar to the Shahi Bridge:
Madrid Bridge - Roman style
Puente de Toledo Bridge - Madrid Spain
Such an overlap in architectural style indicates a kind of cultural-technical exchange between the East and the West in the Middle Ages; especially between Islamic, Chinese and European architecture in periods when trade routes and cultural conquests were active between them.
Given these similarities, it is possible that the Shahi Bridge of Kashfurd, built during the Timurid period, is the result of a combination of Islamic and East Asian (especially Chinese) architectural experience. The choice of the word "Shahi" means that this bridge is large and has many spans.
We also have an architecture similar to the Madrid Bridge, also known as the Roman Bridge, which is the Dezful Bridge:
Dezful Bridge - also known as the Roman Bridge
The old bridge of Dezful in southwestern Iran, which is one of the most ancient cities in the world, is also known as the Roman Bridge and is one of the most valuable monuments of Khuzestan. The bridge dates back to 260 AD and is believed to have been built by the Sassanid king Shapur II, who used about 70,000 Roman prisoners of war to build it with mortar (a mixture of lime and clay). Although some additions have been added to this pedestrian bridge, its 14 original arches still remain in place, and this crossing is listed on the UNESCO World Heritage List as one of the oldest brick bridges in the world.
But the importance of the Royal Bridge is not limited to its architectural features. This bridge is located in a historical area with numerous valuable monuments around it, the most important of which is Khajeh Rabi, which has added to its charm and historical status. This area has become one of the most interesting places for tourists, researchers of architectural history, and enthusiasts of Timurid works.
Visual documents: A bridge to the past
Targh Kashfarud Bridge - Qajar photo
Photo of Shahi Bridge - Photographer's gift to Shah Qajar
Among the valuable visual documents is a historical photo of Shahi Bridge near Khajeh Rabi and Kalat Road, which was recorded during the Qajar period. This image, which is currently circulating in cyberspace, not only clearly shows the age of this bridge, but also is evidence of the continued presence of this structure in contemporary Iranian history and is considered to be an expression of its unique place in the architectural history of eastern Iran.
بررسی منابع آبی خراسان بزرگ و سیستان و بلوچستان: از کشفرود تا هیرمند
مدتی بود که در برخی نقشهها مشاهده میکردم که دو استان خراسان بزرگ و سیستان و بلوچستان را فاقد رودخانه نشان میدهند. اما از پیش میدانستم که مشهد و شهر تاریخی توس، رودخانهای به نام کشفرود دارند؛ همان رودخانهای که در اشعار فردوسی نیز به آن اشاره شده است. این کنجکاوی باعث شد تا وضعیت رودخانهها در سیستان و بلوچستان را هم بررسی کنم.
در منطقه زابل که دشتی وسیع است، رودخانه هیرمند باید جاری باشد، اما متأسفانه به دلیل عملکرد دولت طالبان، حقابه این رودخانه به ایران داده نشده است. طالبان مدعی بود که سهم ایران، خصوصاً برای تالاب هامون و بستر زابل، پرداخت شده است. این ادعا آنقدر تکرار شد که سرانجام به بررسی تصاویر ماهوارهای متوسل شدیم تا واقعیت آشکار شود.
تصاویر نشان داد که پشت سد کمالخان در افغانستان، اگرچه دریچه سد گشوده شده، اما پیش از آنکه اندک آبی به سمت ایران روانه شود، طالبان با احداث یک سد خاکی دستساز، مسیر آب را تغییر داده و آن را مجدداً به سمت خاک افغانستان منحرف کردهاند.
سؤال اینجاست: آیا به همین دلیل است که زابل امروز به جای بهرهمندی از طبیعتی چهارفصل، گرفتار طوفانهای شن و بادهای ۱۲۰ روزه شده و معیشت مردمانش مختل گشته است؟
به دنبال یافتن منابع آبی مستقل در اطراف زابل، ارتفاعات منطقه را جستجو کردم. در شمال خراسان رضوی، کوههای هزارمسجد وجود دارد که با ارتفاع بیش از ۳۱۰۰ متر، سرچشمه رودهایی مانند کشفرود است. اما متأسفانه زابل فاقد چنین ارتفاعاتی است و بیشتر به بستری برای ایجاد دریاچه میماند تا سرچشمه رودخانهای کوهستانی.
با این حال، در اطراف زابل و کمی بالاتر، منطقهای وجود دارد که سرشاخههای متعددی از رودخانهها در آنجا دیده میشود. در مقایسه، باید آن را شاهرود منطقه دانست؛ رودی بزرگ که البته امروزه کمتر شناخته شده است. نامهای بندان و نهبندان که به منطقه نسبت داده شدهاند، به پیشینه آبی این مناطق اشاره دارند. منطقه بندان در جوار رشتهکوههای کوه سرخ و بیدمشک است که ارتفاعاتی در حدود ۲۰۰۰ متر دارند؛ ارتفاعی که میتواند منشأ رودی پرآب باشد.
نکته جالب آن است که روی این رود بزرگراهی احداث شده، اما بدون رعایت استانداردهای لازم در پلسازی. در نقطه مرزی خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، این رود زهکشی شده است. آیا برای بهرهبرداری از این آب، سیستان و بلوچستان باید از خراسان جنوبی استمداد میطلبید؟
بررسیها نشان میدهد که هیرمند، علاوه بر سرچشمه در کوههای بابا در هندوکش افغانستان، سرچشمههای دیگری در داخل خاک ایران دارد که باید در کوههای نهبندان جستجو شود.
احیای دریاچههای فراموششده در دل کویر
از سمت شرق، آب ارتفاعات بندان و نهبندان را میتوان به شهرهای باستانی ایران رساند و از سمت غرب، اگر پشت این کوهها دریاچهای بوده که اکنون کویر لوت نام گرفته، میتوان آن را احیا کرد. کویر لوت عمق قابل توجهی دارد و نشانههای خشکی یک دریاچه کهن را میتوان در آن یافت. در این خصوص، ایجاد دریاچهای جدید با کمک کانالهای انتقال آب از دریا به پشت کوههای مرتفع نهبندان کاملاً امکانپذیر است. در گذشته این منطقه را دریاچه شهداد کرمان میخواندند.
جالب است که امروز نیز خبرهایی از پدید آمدن دریاچهای با نام شهداد در دل کویر لوت شنیده میشود. این دریاچه فرصت بزرگی است تا به جای تبلیغ ماشینهای آفرود، با نگاهی زیستمحیطی و گردشگری از آن بهره بگیریم.
ایرانرود؛ راهحل اجتنابناپذیر
با تداوم خشکسالی در فلات ایران از یک سو و بالا آمدن سطح آب اقیانوسها بر اثر ذوب یخهای قطبی از سوی دیگر، اجرای پروژه ملی ایرانرود نه یک انتخاب، بلکه یک الزام تاریخی است. زمینهای خشک کویر، ظرفیت جذب و نگهداری آب را دارند و اگر این ظرفیت نادیده گرفته شود، به آینهای داغ در زیر نور خورشید تبدیل خواهند شد که با انعکاس اشعه فرابنفش، روند خشکسالی را تشدید میکنند.
تغییرات اقلیمی، آتشسوزیهای گسترده و نابودی جنگلها، زنگ خطری است که پیشاپیش به صدا درآمده است.
کوه خواجه؛ گنجی تاریخی و مذهبی

در میان دشتهای زابل، کوه خواجه قرار دارد که با وجود ارتفاع نه چندان زیاد (۶۰۹ متر)، گنجینهای از تاریخ و فرهنگ ایران است. کوه خواجه (کوه اوشیدا) یا (کوه رستم)، قله ذوزنقهای شکل دارد. برخی آن را تخت جمشید خشتی لقب دادهاند. کوهی که آثار باستانی و مذهبی متعددی را در خود جای داده و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری مذهبی و تاریخی جهان دارد. توسعه گردشگری در این منطقه، میتواند به شکوفایی اقتصادی و افزایش سطح معیشت مردم زابل کمک کند.
مقایسه کوه خواجه با کوهسنگی مشهد
ارتفاع کوهسنگی مشهد حدود ۱۲۰۰ متر است؛ تقریباً دو برابر کوه خواجه. بالای کوه سنگی مقبره شهدای گمنام هست. به جز شهدای گمنام در کوهسنگی، آرامگاه برخی از بزرگان و ادیبان را دیده ایم که در مسیر و از سمت پشت پله هایی که گذاشته اند دیده میشود. مقبره این ادیبان قدمت تاریخی کوهسنگی را از آنچه که هست بالاتر میبرد. اما ارزش کوه خواجه سیستان و بلوچستان تنها در ارتفاع آن نیست، بلکه در تاریخ غنی و آثار باستانی ارزشمندی است که در خود جای داده است. از جمله این آثار، آتشکدهای مربوط به سده اول میلادی و بقایای قلعهای متعلق به دوره اشکانیان و ساسانیان است. آتشکده کوه خواجه داراى یک تالار مرکزى در وسط و راهروهایى در اطراف است که در نهایت به ورودى اصلى آن در جلو ختم مىگردد و مطابق با سبک چهارتاقىهاى آن دوره ساخته شده است. دژ به جای مانده در کنار قلعه تنها نمونه دژ شهرهاى اشکانى باقى مانده در ایران است.
هیرمند، رودی با پیشینهای شاهنامهای
رود هیرمند تنها شریان حیاتی سیستان است که از کوههای بابا در افغانستان سرچشمه میگیرد. در کتاب شاهنامه فردوسی نیز از هیرمند به عنوان صحنه نبرد ایران و توران یاد شده است و تاریخ منطقه در هم تنیده با اسطورههای ملی ماست.
گامهایی برای احیای هیرمند
از آنجا که سرچشمه اصلی هیرمند خارج از خاک ایران است، تمرکز بر احیای آن نیازمند دیپلماسی آبی و همچنین توسعه زیرساختهای داخلی است. در اطراف زابل، اقداماتی مانند حفر کانال بنجار انجام شده است؛ کانالی که مسیری صاف و بیپیچوخم دارد و بیشتر به یک بزرگراه شبیه است تا رودخانه طبیعی.
در غرب زابل هم بخشی از هیرمند با ساخت دو پل بزرگراهی حفظ شده تا پاسخگوی نیازهای تاریخی منطقه باشد.
سخن پایانی
ایرانرود، بهرهگیری دوباره از ظرفیتهای دریاچههای کهن و سرمایهگذاری در گردشگری تاریخی، سه راهبرد اساسی برای احیای بهشت شرق ایران است. مسیر آینده، به انتخاب امروز ما بستگی دارد: یا با دستهای بسته نظارهگر نابودی منابع آب و طبیعت باشیم یا با اقدام هوشمندانه، حیات را به فلات ایران بازگردانیم.
آخرین مطلبی که درباره پوشش گیاهی کشفرود نوشتم، اینجا درباره گندواش، درمنه وحشی از مازندران تا شهر توس بود. واقعیت این است که کشفرود با طول 294 کیلومتر منطقه وسیعی را در برمیگیرد که پوشش گیاهی1 آن دامنه وسیعی از گیاهان را در برمیگیرد. یکی از گیاهان بسیار معروف منطقه کشفرود در خراسان رضوی، اسپند است. اسپند دارای خواص دارویی و ضد سرطانی فراوان است.

اسپند گلی سفید رنگ با کلاله زرد دارد. این گیاه از همان ابتدا در فصل بهار مورد توجه زنبورهای عسل است و از نیمه تیر ماه قابل برداشت است. آن را خشک میکنند و به صورت های مختلف استعمال میکنند. این گیاه به دلیل جایگاهی که دارد مورد توجه صنایع دارویی، و غذایی است. همچنین از این گیاه در صنایع دستی و تولید آویز دیوارکوب، آویز ماشین، تزئینات مجالس و غیره به دلیل خاصیت آروماتیک ضدعفونی کننده و دارویی استفاده میشود.
اسپند گیاهی است که در طب سنتی و مکمل خواص مختلفی برای آن ذکر شده است. از جمله خواص آن میتوان به ضدعفونیکنندگی، کمک به درمان مشکلات تنفسی، تسکین دردهای عضلانی و عصبی، درمان عفونتهای انگلی، درمان مشکلات پوستی و حساسیتها، دفع آفات و حتی اثرات ضد سرطانی اشاره کرد. با این حال، مصرف اسفند باید با احتیاط و زیر نظر پزشک یا متخصص طب سنتی انجام شود، زیرا مصرف بیش از حد آن میتواند عوارض جانبی به همراه داشته باشد.
خواص اسفند:
• ضدعفونیکننده:
اسفند به دلیل خاصیت ضد میکروبی و ضد عفونیکنندگی خود، در گذشته برای ضدعفونی کردن محیط و دفع آفات و همچنین دفع انرژیهای منفی استفاده میشده است.
• درمان مشکلات تنفسی:
اسفند میتواند به بهبود مشکلات تنفسی و تسکین سرفههای خشک کمک کند.
• تسکین دردهای عضلانی و عصبی:
مصرف اسفند میتواند در تسکین دردهای عضلانی و عصبی و همچنین کاهش التهابات موثر باشد.
• درمان عفونتهای انگلی:
اسفند در طب سنتی برای درمان عفونتهای انگلی به ویژه در دستگاه گوارش مورد استفاده قرار میگیرد.
• بهبود مشکلات پوستی:
اسفند میتواند در درمان برخی از مشکلات پوستی مانند اگزما و خارش مؤثر باشد.
• تقویت معده:
اسپند به تقویت معده و بهبود عملکرد سیستم گوارش کمک میکند.
• کاهش قند خون:
برخی از مطالعات نشان دادهاند که اسفند میتواند در کاهش قند خون مؤثر باشد.
• افزایش شیر مادر:
در طب سنتی از اسفند برای افزایش شیر مادر استفاده میشود.
• تنظیم قاعدگی:
اسفند میتواند در تنظیم قاعدگی و کاهش دردهای قاعدگی مؤثر باشد.
• ضد افسردگی و اضطراب:
اسفند در کاهش افسردگی و اضطراب نیز کاربرد دارد.
• افزایش شجاعت:
در طب سنتی اعتقاد بر این است که اسفند شجاعت را افزایش میدهد.
مضرات اسفند:
• سمی بودن:
اسفند حاوی سم آلکالوئیدهای بتاکاربولین است و مصرف زیاد آن میتواند مسمومیت ایجاد کند.
• عوارض گوارشی:
مصرف بیش از حد اسفند میتواند باعث تهوع، استفراغ و مشکلات گوارشی شود.
• افزایش فشار خون:
مصرف زیاد اسفند ممکن است باعث افزایش فشار خون شود.
• تداخل با داروها:
اسفند ممکن است با برخی از داروها تداخل داشته باشد و اثربخشی آنها را کاهش دهد یا عوارض جانبی آنها را افزایش دهد.
• مضر برای زنان باردار:
مصرف اسفند در دوران بارداری توصیه نمیشود زیرا ممکن است خطر سقط جنین را افزایش دهد.
• آسیب به سیستم عصبی:
مصرف بیش از حد اسفند ممکن است به سیستم عصبی آسیب برساند.
توصیهها:
• در صورت تمایل به استفاده از اسفند برای درمان، حتماً با یک متخصص طب سنتی مشورت کنید.
• از مصرف خودسرانه و بیش از حد اسفند خودداری کنید.
• در صورت بروز هرگونه عوارض جانبی پس از مصرف اسفند، فوراً مصرف آن را قطع کنید و به پزشک مراجعه کنید.
• بهتر است اسفند را همراه با مصلح آن مانند سرکه انگبین یا عرق کاسنی و شاهتره مصرف کنید تا عوارض آن کاهش یابد.
• مصرف اسفند به صورت دود کردن نیز توصیه میشود و میتواند در ضدعفونی کردن محیط و دفع انرژیهای منفی مؤثر باشد.
___________________
1- در این وبلاگ از پوشش گیاهی کشفرود چند مطلب منتشر کرده ایم، که با جستجو "پوشش گیاهی" نیز میتوانید مطالب مرتبط با آن را در یک لیست مشاهده کنید.
__________________________________________________________
The last article I wrote about the vegetation of Kashafrud, here it was about the wild wormwood, from Mazandaran to Toos (Tus) city. The fact is that Kashfrud covers a vast area with a length of 290 kilometers, and its vegetation1 covers a wide range of plants. One of the most famous plants of the Kashafrud region in Khorasan Razavi is aspen. Aspen has many medicinal and anti-cancer properties.
Aspen has white flowers with yellow stigmas. This plant is of interest to honeybees from the very beginning in the spring and can be harvested from mid-July. It is dried and used in various forms. This plant is of interest to the pharmaceutical and food industries due to its position. This plant is also used in handicrafts and the production of wall hangings, car hangings, party decorations, etc. due to its aromatic, disinfectant and medicinal properties.
Aspen is a plant that has been mentioned for various properties in traditional and complementary medicine. Its properties include disinfecting, helping to treat respiratory problems, relieving muscle and nerve pain, treating parasitic infections, treating skin problems and allergies, repelling pests, and even anti-cancer effects. However, Harmal should be consumed with caution and under the supervision of a doctor or traditional medicine specialist, because excessive consumption can have side effects.
Esfand (Harmal) Properties:
• Disinfectant:
Espand was used in the past to disinfect the environment and repel pests, as well as to repel negative energies, due to its antimicrobial and disinfectant properties.
• Treatment of respiratory problems:
Harmal can help improve respiratory problems and relieve dry coughs.
• Relief of muscle and nerve pain:
Consuming Harmal can be effective in relieving muscle and nerve pain, as well as reducing inflammation.
• Treatment of parasitic infections:
In traditional medicine, Harmal is used to treat parasitic infections, especially in the digestive tract.
• Improving skin problems:
Harmal can be effective in treating some skin problems such as eczema and itching.
• Strengthening the stomach:
Harmal helps strengthen the stomach and improve the functioning of the digestive system.
• Reducing blood sugar:
Some studies have shown that Harmal can be effective in reducing blood sugar.
• Increasing breast milk:
In traditional medicine, Harmal is used to increase breast milk.
• Regulating menstruation:
Harmal can be effective in regulating menstruation and reducing menstrual pain.
• Antidepressant and anxiety:
Harmal is also used to reduce depression and anxiety.
• Increasing courage:
In traditional medicine, it is believed that Harmal increases courage.
Disadvantages of Harmal :
• Toxicity:
Harmal contains beta-carboline alkaloids, and excessive consumption can cause poisoning.
• Gastrointestinal side effects:
Excessive consumption of Harmal can cause nausea, vomiting, and digestive problems.
• Increased blood pressure:
Excessive consumption of Harmal may cause increased blood pressure.
• Drug interactions:
Harmal may interact with some medications and reduce their effectiveness or increase their side effects.
• Harmful to pregnant women:
Consumption of Harmal is not recommended during pregnancy as it may increase the risk of miscarriage.
• Damage to the nervous system:
Excessive consumption of Harmal may damage the nervous system.
Recommendations:
• If you wish to use Harmal for treatment, be sure to consult a traditional medicine specialist.
• Avoid excessive and arbitrary consumption of Harmal .
• If any side effects occur after consuming Harmal, stop using it immediately and see a doctor.
• It is better to consume Esfand with its remedy, such as ginger vinegar or chicory and fenugreek juice, to reduce its side effects.
• Consuming Esfand in the form of smoke is also recommended and can be effective in disinfecting the environment and dispelling negative energies.
___________________
1- In this blog, we have published several articles about the vegetation of Kashafrud, and by searching for "vegetation", you can also view related articles in a list.
خونه قبلی یک جایی وسط شهر خیابان های نود ساله وقفی آستان قدس بودن که مثل مجتمع های کنار شهر یکنواخت ساخته شده بودند. از آنجا که زمین آن خانه ها وقفی بود برج نمیشدند و آخرین جایی بودند که شاخه های آویزان گلهای روی دیوارشان را میشد ببینی. خیلی نقاط دیگه در اطراف به دلیل وجود حرم و زائرپذیری تبدیل به هتل و مسافرخانه و محل اقامتی شده بود.
دانشگاه که میرفتم این خانه ها را به مقصد عبور از منطقه وسیعی زمین بایر رد میکردم تا برسم قاسم آباد. نمره هام بیست بود و زندگیم عبور پر تکرار این مسیر بود. گاهی زیر سایه درختان همسایه کمی در خیابان توقف داشتیم و آن را به سبب وجودشان متعلق به خود میدانستیم. زمان برای ما متوقف بود و با وجود پادگان لشگر ۷۷ خراسان در نزدیکی حس تعلق به آن بخش از تاریخ کشورمان هم داشتیم که زمانی به خاک ایران تجاوز شده بود و در جنگی نابرابر هشت سال جنگیدیم تا خاک خود را حفظ کنیم. در جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران-عراق و حتی پس از آن برای مدافعین حرم ما از همین لشگر ۷۷ اعزام به جبهه های نبرد داشتیم. یک چند مسجد و حسینیه هم آنجا بود که شاهد بودیم نیروی اعزامی میشدند و گاهی هم برنمیگشتند.
زمان گذشت و نقش مساجد و پادگان کمرنگ تر شد. پادگان که دیگر تبدیل به پارک شهرداری میشد و مساجد هم پولی برای ارایه خدمات به جوانان و نوجوانان نداشت. تشریفات مجالس میپذیرفتند و نهایتش خانه خادمی بودند که اون هم امین مسجد و از شهر دیگری ساکن شده بود. وجود یکی دو بچه خادم احساس خوبی بعنوان جایگزین سالها عدم ازدواج جوانان و بچه دار نشدن آنها در شهر میداد و همین رضایت آنها را برآورده میکرد.
گذشت و اومدیم جای دیگر از شهر، آنجا که باید خبری از دود و دم شهر نمیبود و در عوض رودخانه کشفرود اطراف را سرسبز میکرد، که البته هم بی شباهت به خانه قبلی نبود. به هر حال هنوز در یک شهر زندگی میکردیم. با این تفاوت که من دیگر از زمین های بایر بین خانه و دانشگاه عبور نمیکردم. شاهد بزرگ شدن و مدرسه رفتن بچه های خادم های مساجد نبودم و تبدیل شدن پادگان به پارک را نمیدیدم.
حالا کنار شهر زندگی کمی فرق میکند. مثلا اثر پدیده های تغییر اقلیم و آب و هوایی بیشتره. به اندازه همان مسیر خیابان انتهایی خونه های وقفی آستان قدس وسط شهر که طی کنی با پدیده تند باد ها مواجه میشوی. انگار یک تیکه از زمین میخواسته مثلث برمودا بشه که بخاطر خشکی نشده و فقط کمی تندبادهایی سر ساعت مشخص وجود قوانین الهی رو گوشزد میکنند.
دیگه اینکه هر از گاهی دغدغه شستن تانکرها را داری. اینجا بیشتر خاکش رسی هست. یه وقت نگاه میکنی مثل کتری یک لایه قطور رسی سفالین چسبیده به تانکر رو باید جدا کنی. هر تکه مثل آجری دیواره تانکر را با طبیعت ساخته.
بجز ساعاتی از شب که موش دندان نقره ای پول داده ماها رو بی خواب کنند باقی جریانات برای من تکراریه. اینجا آب دزدی و بزن بکوب های شبانه بخشی از تغییرات سیاسی و جغرافیایی منطقه است که شاهدیم برای همین کارهاشون پول خوبی هم میگیرند. گاهی عمدی و حتی جلوی دوربین های محافظتی در اندک آب رودخانه فاضلاب خالی میکنند و میگریزند. خانه و مسکن در بستر رودخانه میزنند، رود را بعنوان تقاطع جاده ای در نقشه نشان میدهند و آن را در جریانات به کمک رادیو صدای آمریکا سیاه میکنند. قاچاقچیان از این دسته عوامل هستند. سگهای ولگرد هم بخشی از پازل باندهای قاچاق در منطقه شده. آنها در سیاه نمایی خود از هر مبارزی برای حفظ و احیای رودخانه دیوی در جامعه میسازند و با آن میجنگند. در این جنگ از هیچ ابزاری فروگذار نمیکنند، خواه اقتصادی باشد، خواه سیاسی و یا حتی نظامی! با این وجود، خیابان های اطراف رودخانه، مجتمعی ساخته شده اند و من هم مسیر بیست دقیقه ای رو از جایی که هستم تا خیابان انتهایی مثل برق طی میکنم. هر کسی مشغول کاری هست و هر جایی یک اقتصادی میچرخه. با اینکه زمین ها وقفی نیستند ولی عامل دیگه ای مانع از برج سازی در منطقه شده و اون هم طرح تفصیلیه. البته که من با این شرایط شتابزده در تغییر هویت و فرهنگ به نفع موش دندان نقره ای با به تعویق افتادن ارائه طرح تفصیلی موافقم.

نکته بعدی کشفرود1 در سایه دهه ها بی توجهی مسئولین هست. اسمش رو که میارم، با اینکه چند خیابان آنطرف تر جای خانه ماست، ولی به دلیل فصلی شدن رودخانه و بی آبی های اخیر در حال مورد غفلت واقع شدن، حذف از نقشه ها و برنامه های کشوری و منطقه ای است. با توجه به توپ و تانک دندان نقره ای عزیز و جنگ ۱۲ روزه که در آن فرمانده های قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا و سایر دانشمندان رده بالا را شهید کرد، بحران های اقتصادی که بوجود آورد برآورد درستی از چشم انداز بهبود وضعیت موجود نخواهیم داشت.
_____________
1- در تصویر نقشه ایران و همسایگان را با نام های انگلیسی و کشفرود را با هایلایت زرد میبینید. در این نقشه به جز رودهای ایران، رودهای همسایه های آن نیز آمده است.
______________________________________________________
The previous house was somewhere in the middle of the city, on the ninety-year-old streets of the Astan Quds endowment, which were built uniformly like the complexes on the outskirts of the city. Since the land of those houses was endowment, they did not have towers and were the last place where you could see the hanging branches of flowers on their walls. Many other places around had been turned into hotels, inns and residences due to the presence of the shrine and pilgrimage. When I was going to university, I would pass these houses on my way to cross a vast area of wasteland to reach Qasem Abad. My score was twenty and my life was a repeated crossing of this route. Sometimes we would stop for a while on the street under the shade of neighboring trees and we considered it ours because of their existence. Time had stopped for us and with the 77th Division nearby, we also felt a sense of belonging to that part of our country’s history when Iranian soil was once invaded and we fought an unequal war for eight years to preserve our soil. During the 8-year imposed Iran-Iraq war and even after that, we had the 77th Division dispatched to the battlefronts for the defenders of the shrine. There were also a few mosques and Hussainiyahs where we witnessed troops being dispatched and sometimes not returning.
Time passed and the role of mosques and barracks became less important. The barracks were now turned into municipal parks and mosques had no money to provide services to young people and teenagers. They accepted ceremonial ceremonies and ended up being the house of a servant who was also the caretaker of the mosque and had moved from another city. Having one or two servants' children felt good as a replacement for the years of young people not getting married and not having children in the city, and this satisfied them.
We passed and came to another part of the city, where there should have been no smoke and fumes from the city, and instead the Kashfarud River made the surroundings green, which of course was not unlike the previous house. Anyway, we still lived in a city. With the difference that I no longer crossed the wasteland between my house and the university. I didn't witness the children of the mosque servants growing up and going to school, and I didn't see the barracks being turned into parks.
Now, life is a little different in the city. For example, the effects of climate change and weather phenomena are greater. As long as you walk along the same street at the end of the endowment houses of the Holy Shrine in the middle of the city, you will encounter the phenomenon of strong winds. It's as if a piece of land wanted to become a Bermuda Triangle, but it didn't because of drought, and only a few strong winds at certain times remind us of the existence of divine laws.
Also, from time to time, you have to worry about washing the tankers. The soil here is mostly clay. Once you look at it, you have to remove a thick layer of clay stuck to the tanker, like a kettle. Each piece, like a brick, has built the tank wall with nature.
Except for the hours of the night when the silver-toothed mouse is paid to keep us awake, the rest of the events are repetitive for me. Here, water theft and nightly beatings are part of the political and geographical changes in the region, and we see that they are getting paid well for their work. Sometimes, intentionally and even in front of security cameras, they empty sewage into the small amount of river water and escape. They build houses and residences in the riverbed, show the river as a road intersection on the map, and blacken it in the news with the help of Voice of America. Smugglers are one of these agents. Stray dogs have also become part of the puzzle of smuggling gangs in the region. In their blackening of any fighter to preserve and restore the Dewey River in society, they fight against it. They spare no means in this war, be it economic, political, or even military! Nevertheless, the streets around the river have been built into a complex, and I travel the twenty-minute walk from where I am to the last street like lightning. Everyone is busy with work and an economy is spinning everywhere. Although the lands are not endowed, another factor has prevented the construction of the tower in the region, and that is the detailed plan. Of course, I agree with this hasty situation in changing the identity and culture in favor of the Silver Tooth Mouse by postponing the presentation of the detailed plan.
The next point is the discovery of the river in the shadow of decades of neglect by the authorities. I will mention its name, although it is a few streets away from our house, but due to the seasonality of the river and the recent droughts, it is being neglected, removed from national and regional maps and plans. Considering the beloved Silver Tooth cannon and tank and the 12-day war in which the commanders of the Khatam al-Anbia construction headquarters and other high-ranking scientists were martyred, the economic crises it caused, we will not have an accurate estimate of the prospects for improving the current situation.
_____________
1- In the image, you see a map of Iran and its neighbors with English names and Kashafrud highlighted in yellow. In addition to the rivers of Iran, this map also shows the rivers of its neighbors.